
تبلیغات

موضوعات

جستجو

پیوندهای روزانه

لینک دوستان

صفحات جانبی

امکانات جانبی
آمار
وب سایت:
بازدید دیروز : 10
بازدید هفته : 11
بازدید ماه : 11
بازدید کل : 26595
تعداد مطالب : 44
تعداد نظرات : 5
تعداد آنلاین : 1
--------!
رویا بهانه ای ست که دنیای هم شویم ؛ دنیا چرا بهانه ی ما را به هم زند؟
این خانه قایقی ست که آواره می شود؛ موجی اگرکرانه ی ما را به هم زند
پر کرده ای تمام مرا با تمام خویش ؛ شیرین شده تمامی مــــن در تمام تــو
قند آب می شویم تو و من مـیان هـــم ؛قاشق چرا میانه ی ما را به هم زنـد؟
این سیم های برق که هی تیر می کشند؛ وقتی که ما به خلوتشان تکیه می کنیم
باروت می شوند که شلیک تیر شان ؛ خواب کبوترانه ی ما را به هم زند
بی تو مرا شبی ست که فردا نمی شود؛ بی من تورا دلی ست که دریا نمی شود
آنقدر در همــیم که پیدا نمی شود ؛دستی که نظم خانــه ی مارا به هم زند
با هم ولی جدا به سفر فکر می کنیم؛ هر دو کنار هم به خطر فکر میکنیم
طوفــانی همیم نزائیده مادرش ؛ بـــــــــادی که آشیانه ی ما را به هم زند
شانه به شانه سر به سر هم گذاشتیم؛یک لحظه دست از سر هم برنداشتیم
فریاد ترجمان جدایی ست پس کجاست؛آن هق هقی که شانه ی ما را به هم زند
می روم شاید فراموشت کنم
پندهای عقل دور اندیش را
من پذیرفتم که عشق افسانه است
این دل درد آشنا دیوانه است
می روم شاید فراموشت کنم
با فراموشی هم آغوشت کنم
می روم از رفتنم دل شاد باش
از عذاب دیدنم آزاد باش
گرچه تو تنهاتراز ما می روی
آرزو دارم ولی عاشق شوی
آرزو دارم بفهمی درد را
تلخی برخوردهای سرد را
آخرین حرف تو چیست؟
قصه از حنجره ایست که گره خورده به بغض
صحبت از خاطره ایست که نشسته لب حوض
یک طرف خاطره ها!
یک طرف پنجره ها!
در همه آوازها! حرف آخر زیباست!
آخرین حرف تو چیست که به آن تکیه کنم؟
حرف من دیدن پرواز تو در فرداهاست
سالها رفت و هنوز
سالها رفت و هنوز
یک نفر نیست بپرسد از من
که تو از پنجره ی عشق چه ها می خواهی؟
صبح تا نیمه ی شب منتظری
همه جا می نگری
گاه با ماه سخن می گویی
گاه با رهگذران،خبر گمشده ای می جویی
راستی گمشده ات کیست؟
کجاست؟
صدفی در دریا است؟
نوری از روزنه فرداهاست
یا خدایی است که از روز ازل ناپیداست...؟
ساحل
دستتـو بده به دستام
تابدونی که چه تنهام
عاشقم عاشقی دلداده
ولـی درگیر غـمهام
تو قلب من حـرارت نگاتـه
توچشم من درخشش چشاته
فـک نکـنی بی خبرم زحالت
تو گوش من صدای خنده هاته
رو سیم گیتار نقش اشکای قشنگت
مـن فدای قلب تنها و یـه رنگـت
حتـی اگـه بشـه یه قرن منتظرت میـشینم
کنار ساحل آبی می شینم من گوش به زنگت
واسـه مـن تـو مـثـل انـگشـتر دسـتی
همه از حسودی مردن که تو پیش من نشستی
نـقشـه های دشـمنـات نقـش بـر آبـه
مردن وقتی که شنفتن هنوز از پیشم نرفتی
می نویسم که دلم به یادته
می نویسم قدمام دنبالتـه
هـرکسی بـپرسه یـار تو کیه
بش میگم نفس کشیدنم صداته
خواب رنگین شقایق
نفس و پاروی قایق
توئی شـاه شـاپرکها
لج نکنی با دل عاشق
توئی سـرور ستـاره
بی تو این دل بیقراره
نکنه یه روز فراموشم کنی
دلکم جز تو کسی رو نداره
تقدیم به ...
شبی از شبها
شبی از پشت یک تنهایی غمناک و بارانی
تو را با لهجه گلهای نیلوفر صدا کردم
تمام شب برای با طراوت بودن باغ قشنگ ارزوهایت دعا کردم
پس از یک جستجوی نقره ای در کوچه های ابی احساس
تو را از بین گلهایی که در تنهاییم رویید با حسرت جدا کردم
و تو در پاسخ ابی ترین موج تمنای دلم گفتی
دلم سرگردان و حیران چشمانیست رویایی
و من تنها برای دیدن ان چشمان
تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم
همین بود اخرین حرفت
و من بعد از عبور تلخ و غمگینت حریم چشم هایم را
به روی اشکی از جنس غروب ساکت و نارنجی خورشید وا کردم
نمیدانم چرا رفتی؟ نمیدانم چرا؟ شاید خطا کردم
و تو بی انکه فکر غربت چشمان من باشی
نمیدانم کجا ؟ تا کی ؟برای چه
ولی رفتی.....
و بعد رفتنت باران چه معصومانه میبارید
امشب خیال دارم تا صبح گریه کردن
ای آسمان زیبا امشب دلم گرفته
از های و هوی دنیا امشب دلم گرفته
یک سینه غرق مستی دارد هوای باران
از این خراب رسوا امشب دلم گرفته
امشب خیال دارم تا صبح گریه کردن
شرمنده ام خدایا امشب دلم گرفته
خون دل شکسته بر دیدگان تشنه
باید شود هویدا امشب دلم گرفته
ساقی عجب صفایی دارد پیاله ی تو
پر کن به جان مولا امشب دلم گرفته
گفتی خیال بس کن فرمایشت متین است
فردا به چشم اما امشب دلم گرفته
شعر عاشقانه
شبی از پشت یک تنهایی غمناک و بارانی
تو را با لهجه گلهای نبلوفر صدا کردم
تمام شب برای با طراوت بودن باغ قشنگ ارزوهایت دعا کردم
پس از یک جستجوی نقره ای در کوچه های ابی احساس
تو را از بین گلهایی که در تنهاییم رویید با حسرت جدا کردم
و تو در پاسخ ابی ترین موج تمنای دلم گفتی
دلم سرگردان و حیران چشمانیست رویایی
و من تنها برای دیدن ان چشمان
تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم
همین بود اخرین حرفت
و من بعد از عبور تلخ و غمگینت حریم چشم هایم را
به روی اشکی از جنس غروب ساکت و نارنجی خورشید وا کردم
نمیدانم چرا رفتی؟ نمیدانم چرا؟ شاید خطا کردم
و تو بی انکه فکر غربت چشمان من باشی
نمیدانم کجا ؟ تا کی ؟برای چه
ولی رفتی.....
و بعد رفتنت باران چه معصومانه میبارید
لحظه تکرار
شعرهای دفتر من هیچ می دانی چه شد ؟ ... شعله و خاکستر من هیچ می دانی چه شد ؟
رفتنت بر عهد و پیمان خط بطلانی کشید ... اعتقاد و باور من هیچ می دانی چه شد ؟
بعد تو دیگر کسی یادی از این تنها نکرد ... چشم مانده بر در من هیچ می دانی چه شد ؟
لحظه تکرار تو در هر عبور از حادثه ... زخم های پیکر من هیچ می دانی چه شد ؟
مستی من از تو و از همت چشمان توست ... جام درد و ساغر من هیچ می دانی چه شد ؟
کاش می دیدی شکستم لحظه انکار تو ... در وداع آخر من هیچ می دانی چه شد ؟
رفتی و آن حلقه را با خود نبردی یادگار ... حرمت انگشتر من هیچ می دانی چه شد ؟
نیستی تا وقت گریه یار چشمانم شوی ... گونه خیس و تر من هیچ می دانی چه شد ؟
رفتی و من ماندم و یک دفتر و صدها غزل ... شعرهای دفتر من هیچ می دانی چه شد ؟

ورود کاربران

عضويت سريع

چت باکس
| |
وب : | |
پیام : | |
2+2=: | |
(Refresh) |

پشتيباني آنلاين

آمار























نظرسنجي

تبادل لینک هوشمند

خبرنامه

آخرین نطرات کاربران

.gif)



وبلاگ قشنگ و مطالب خوبی دارید .
امیدوارم موفق باشید .
اگه قابل دونستید به من هم یه سری بزنید .
این آدرسمه
www.3xboys.lxb.ir
اگه دوست داشتید خوشحال میشم تبادل لینک داشته باشیم .
عنوان من عکس پسر هستش .
شما رو با چه آدرس و عنوانی لینک کنم ؟ - 1390/10/2

www.echarge20.com
با اطمینان خرید کنید - 1390/3/26